۱۳۸۸ بهمن ۲۴, شنبه

برای کاوه


هورامان: خیلی از ما این تجسمی رو که می‌گم برامون یادآور روزها قرین شدن‌مون با یه سری آدم با افکار پلید در هم‌جواری در آن طرف دیوارهای تک سلولی تو زندگی‌مونه:
تجسم کنید الان کاوه با چشم‌بند روی یه صندلی نشسته و یه بازجو که بیش‌ترین حواسش به چشم‌بند کاوه است که مبادا شناخته بشه با حرف‌های بی سر و ته خودش داره مثلاً اونو بازخواست می‌کنه، بازخواست از کارهای نکرده کاوه یا حرف‌های نگفته کاوه یا مسخره کردن اصل حقوق بشر یا به سخره گرفتن آزادی یا تهمت اخلاقی یا… یا همه چیزهایی که به نظرتون اصلاً جرم نیست.
"ما می‌دونیم، خوب می‌دونیم" آن‌چنان که شما اطمینان دارید این بازجو در کل طول زندگی ننگینش از اون علمی که داره ازش حرف می‌زنه فقط چند جمله براش گفتن که طوطی وار داره تکرارش می‌کنه…
"سایت فیس‌بوک لانه جاسوسی عوامل غربه" حالا حتماً تو اون جلسه بازجویی ثابت می‌شه که کاوه و سایر افراد کمپین‌های مدافع حقوق بشری عوامل سی‌آی‌ای و مافیا و…. برای براندازی اصل رهبری (خدای) اون بازجو هستند.
"تو خیلی وقته تحت نظری خودت خبر نداری" چه ادعای مضحکی اما اون‌جا بخندی، عقده‌های سال‌ها بی فرهنگی و بی آگاهی یه بازجو آوار می‌شه رو سر آدم... مسخره است، خیلی مسخره است...!