۱۳۹۰ مرداد ۱۱, سه‌شنبه

زمانه، رسانه‌ایی فارسی زبان اما ایرانی


این یادداشت متنی تحلیلی نیست و بهانه‌ی نوشتنش پنج سالگی «زمانه» است. آن‌چه در این یادداشت آمده جای بحث و پردازش بیشتر دارد و هدف از طرح مختصر آن در این‌جا، نشان دادن یکی از ویژگی‌های مثبت و موفق زمانه است. پنج سالگی زمانه را به مدیران، همکاران و همراهان این رادیو ـ سایت تبریک می‌گویم...

فارسی در حال حاضر نقش زبان میانجی را در بین اقوام و ملت‌های ایران دارد. زبانی که من کُرد جهت برقراری ارتباط با هموطن تُرکم از آن استفاده می‌کنم. وجود زبانی میانجی در کشوری مثل ایران با تنوع زبانی و گویشی بسیار، لازم به نظر می‌رسد.

اغلب رسانه‌های فراگیر ایرانی برنامه‌ها یا مطالب خود را به زبان فارسی پخش یا منتشر می‌کنند. اما فارسی در این رسانه‌ها فقط نقش زبان میانجی را برای مخاطبان ایرانی ایفا نمی‌کند. و فقط زبانی برای انتقال نظرات و ارتباط با مخاطبان نیست. بسیاری از این رسانه‌ها همزمان با استفاده از زبان فارسی سیاست فارس گرایی را نیز به کار می‌گیرند.

بدین صورت که عموماً اخبار و مسائل مربوط به اقوام و ملت‌های غیرفارس در این رسانه‌ها سانسور می‌گردد، یا مثل جغرافیای محل زیست‌شان به حاشیه رانده می‌شود. شیوه گزینش و انتشار اخبار و... به گونه‌ایی است که احساس می‌شود مخاطب این رسانه‌ها تنها فارس زبانان هستند، و نه دیگر ایرانیان غیرفارس که فارسی را می‌فهمند و می‌توانند به آن تکلم کنند.

از کم توجه‌ایی به حضور و حقوق اقوام و ملت‌ها در رسانه‌های فارسی زبان ایرانی که بگذریم. زمانی هم که این رسانه‌ها بنا بر ضرورت می‌خواهند برنامه یا مطلبی در این رابطه پخش یا منتشر کنند. در تهیه و تنطیم آن بیشتر از این‌که اصول و قواعد حرفه‌ایی کار خود را در نظر داشته باشند، سعی در پیروی از ادبیات فارس محور دارند. به عنوان مثال استفاده مکرر از اصطلاح "قوم" به جای "ملت" و حتی حساسیت نشان دادن روی استفاده از "ملت" برای خطاب ترک‌ها یا کردها و... در ایران، نه تنها به معنای حرفه‌ایی برخورد کردن آنها نیست، که مشخصاً ناشی از یک ذهنیت سیاسی فارس گراست که بر این رسانه‌ها حاکم است.
اگر نه این رسانه‌ها می‌توانستند با در نظر داشتن عدم قطعیت در علوم انسانی و تعریف‌های جامعه شناسی که یکی از آنها همین اختلاف بر سر اصطلاح "قوم" و "ملت" است، به استفاده توأمان از هر دو اصطلاح مبادرت ورزند تا توزان و بی‌طرفی را حداقل در ادبیات مورد استفاده خود رعایت کنند.
مشخصاً ایراد و انتقاد اساسی متوجه مدیریت سیاسی این رسانه‌هاست که در واقع ادعای ایرانی بودن رسانه‌ی خود را قربانی دیدگاه‌های تنگ نظرانه‌ی سیاسی‌شان کرده‌اند. جالب آن‌که معمولاً در پاسخ به چنین انتقاداتی هم از حرفه‌ایی بودن مایه می‌گذارند!

اما آیا این نگاه و روش در تمام رسانه‌های فارسی زبان ایرانی وجود دارد؟ وجود حداقل یک یا چند استثنا می‌تواند پاسخ منفی را در برابر این سئوال بنشاند. از نظر من رادیو زمانه یکی از این استثناهاست.

زمانه به ویژه در نیمه‌ی دوم حیات خود توانسته خود را به عنوان نمونه‌ایی موفق و ایرانی از رسانه‌ایی فارسی زبان معرفی کند. دلیل این موفقیت به نظر من تا حد بسیار زیادی متاثر از مدیریت غیرسیاسی و در عین حال حرفه‌ایی این رسانه است.

زمانه رسانه‌ایی فارسی زبان اما ایرانی است. فارسی بودن خود را در زبان مورد استفاده برای انتقال نظرات و ارتباز با مخاطبان نشان می‌دهد و ایرانی بودنش را در موضوع و محتوا. در زمانه نه تنها اخبار و گزارش‌های مناطق مختلف ایران و بحث‌های مربوط به اقوام و ملت‌های ایرانی مورد توجه قرار می‌گیرد، که محدودیت و ممنوعیتی هم برای طرح موضوع و ادبیات مورد استفاده مگر به لحاظ حرفه‌ایی وجود ندارد.

این‌جا دیگر یک دیدگاه سیاسی فارس گرا حاکم نیست که بخواهد متن شما را با قلم تنگ نظری سیاسی سانسور یا به اصطلاح ویرایش کند. این‌جا متن شما بر پایه‌ی اصول و قوانین حرفه‌ایی و رسانه‌ایی ادیت می‌شود. کسی تو را بازخواست نمی‌کند که چرا "ملت" نوشتی؟! و کسی قیم‌مابانه از شما نمی‌خواهد اصطلاح "قوم" را جایگزین "ملت"‌ کنی تا از طرف عده‌ایی از مخاطبان حساسیت ایجاد نشود. و همین کافی‌ست تا بفهمی در آن رسانه حساسیت و نظر کدام مخاطبان برای‌شان مهم‌تر است.

برای آن‌که در تعریف و تمجید از زمانه در دام مطلق گرایی گرفتار نشوم! نمونه‌ایی از انتقادی را که یک بار در واکنش به اعمال چنین شیوه‌ایی در زمانه با سردبیر آن «فرید حائری نژاد» مطرح کردم می‌آورم. برای بار دوم یا سوم بود که می‌دیدم در مطلبی که در زمانه منتشر می‌شود "فعال کُرد" یا "کُرد ایرانی" به شکل "ایرانی کُرد" تغییر یافته است. مطمئناً بار اول چون احساس نکردم تعمدی در کار است و از طرفی هم حساسیت خاصی روی ترکیب فوق نداشتم واکنشی نشان ندادم.

با تکرار این موضوع برای سردبیر ایمیل دادم و گفتم: اگر اعتقاد به رعایت رابطه جزء به کل در ادبیات داشته باشیم و این را هم بپذیریم که کُرد جزء ایران است. این اصطلاح ترکیبی شما به شکل "فعال ایرانی کُرد" اشتباه است. مثلاً کجا عنوان می‌شود "فعال ایرانی زن" یا "جنبش ایرانی دانشجو"؟؟!! و در پایان: احساس می‌کنم کسی که متن را ویرایش کرده با نگاهی سیاسی و ناسیونالیستی اقدام به این جا به جایی نموده است.

پاسخ فرید حائری نژاد اما فارغ از هر اظهارنظر شخصی یا توجیه از جایگاه حقوقی به عنوان سردبیر، با دادن این اطمینان که حتماً پیگیری می‌شود و به این مورد توجه خواهد شد، همچنین تاکید بر این‌که کسی در زمانه نمی‌تواند در ویرایش متن نظرات شخصی و سیاسی خود را دخالت دهد. نه تنها نشانه‌ی انتقادپذیری و ارزش گذاری برای نظرات نویسندگان و مخاطبان بود، بلکه با اصلاح متن مورد نظر و عدم تکرار آن در متون بعدی این اطمینان را نیز برای من نوعی حاصل کرد که آن نگاه فارس محوری و تعصبات ناسیونالیستی در زمانه اگر نگوییم اصلاً نیست ولی بسیار کمرنگ است.

زمانه در حد خود توانسته ثابت کند، اگر اخبار و حقوق اقوام و ملت‌های ایرانی مورد توجه قرار داده شود، می‌توان آنها را چه در غالب همکار و چه همراه، جذب رسانه‌های فارسی زبان ایرانی کرد. هر چند اختصاص بخش‌هایی از این رسانه‌ها به زبان‌های ایرانی غیرفارسی می‌تواند همکاری و همراهی بیشتر و موثرتری را از جانب ایرانیان غیرفارس زبان به دنیال داشته باشد.

اصولاً آن‌چه که در معادلات سیاسی و بحث‌های اجتماعی به "واگرایی" اقوام و ملت‌های ایرانی تعبیر و تفسیر می‌شود را می‌توان در رسانه‌ایی مثل زمانه چه در جایگاه نویسندگان و مخاطبان و چه میزان و موضوع برنامه‌ها و مطالب به صورت "همگرایی" نسبی اقوام و ملت‌هایی ایرانی مشاهد کرد. این نتیجه‌ی نگاه حرفه‌ایی و ایرانی و در عین حال غیرسیاسی و غیرناسیونالیستی (فارس محوری) این رسانه و مدیریت آن است.

همین اتفاق را به شکل دیگری در مورد اقلیت‌های جنسی نیز که بخشی پنهان از جامعه‌ی ایرانی هستند می‌توان مشاهده کرد. تابوشکنی زمانه در پرداختن به مسائل همجنس‌گرایان و اختصاص بخشی از برنامه‌ها و مطالبش به دگرباشان مطمئناً مخالفانی بیشتر از منتقدان طرح مسائل قومی و ملی و حتی از استفاده از واژه "ملت" برای بلوچ و عرب و... دارد.

اما این‌جاست که زمانه در جایگاه رسانه‌ایی مدرن مسائلی را که پیش از این رسانه‌های ایرانی با توجیه احترام به عرف اجتماعی (در مورد همجنس‌گرایان) و قواعد سیاسی (در رابطه با ملت‌ها) خود را از پرداختن به آن‌ها منع کرده‌ بودند، به بحث روز تبدیل می‌کند و راه پذیرش حقایق موجود و تغییر عرف اجتماعی و قواعد سیاسی غلط رایج را هموار می‌کند.

زمانه نشان داد برعکس تصورات غلط موجود، همجنس‌گرای ایرانی انسانی منزوی نیست، اگر رسانه‌ایی شجاعت شکستن تابوها را داشته باشد و حضور آنها را آن‌گونه که هستند به رسمیت بشناسد و فضای فعالیت و نوشتن در اختیارشان بگذارد. زمانه نشان داد اقوام و ملت‌های ایرانی واگرا نیستند، اگر رسانه‌ایی حضور آنها را بنا بر تعریف خودشان به اسم "قوم" یا "ملت" با حقوقی مشخص ببیند و به رسمیت بشناسد و از حقوق‌ ملی و زبانی‌شان حتی به زبان فارسی صحبت کند.

۱۳۸۹ بهمن ۱۱, دوشنبه

حکومتی که کاوه را دوست ندارد


سامان رسول‌پور: می‌گوید صلح می‌خواهیم. می‌گویند اشتباه می‌کنی. می‌گوید انسان‌ها برابرند. می‌گویند: نیستند. می‌گوید: خشونت بد است. می‌گویند: تو چه کاره‌ای اصلاً؟!
این‌ها را کاوه کرمانشاهی می‌گوید. جواب‌ها را حکومت می‌دهد. بازجو می‌دهد. قاضی. 
کاوه مسالمت جوست. مهربان حرف می‌زند. با موافق و مخالف. با اپوزیسیون و حکومت. او شفاف است و مستقل. سال‌هاست برای برابری حقوق مردمانش تلاش می‌کند. در چهارچوب همین قوانین محدود. او سال‌هاست برای برابری حقوق زنان سرزمینش مبارزه می‌کند. او سال‌هاست برای حقوق صنفی دانشجویان کشورش فعالیت می‌کند.
او سال‌هاست برای انسانیت تلاش می‌کند. و درست به همین دلیل است که کردها دوستش دارند. زنان دوستش دارند. دانشجویان دوستش دارند. همه دوستش دارند. به او اعتماد دارند. او را نمادی از یک فعال حقوق بشر خوش فکر و خوشنام می‌نامند.
در جایی که خشونت نهادینه شده، وجود مسالمت جویانی همچون کاوه غنیمت است. در جامعه‌ای که صدها مساله حقوق و سیاسی در آن وجود دارد، وجود افراد میانه‌رویی همچون کاوه فرصت است. 
کاوه‌ها برای هر حکومت دموکراتیکی فرصت‌اند. غنیمت‌اند. باارزش‌اند.
اما اگر حکومت دموکراتیک نبود چه؟ حکومت‌های غیردموکراتیک، کاوه‌ها را دوست ندارند. حکومت‌های‌ خشونت طلب، کاوه‌ها را دوست ندارند. حکومت‌هایی که نمی‌خواهند مشکلات جامعه را ریشه‌ای حل کنند، با کاوه‌ها مخالف‌اند.
محمد صدیق کبودوند، پدر حقوق بشر کردستان را به ۱۱ سال زندان محکوم کردند. چرا؟ چون مستقل بود و حاکمیت را به رعایت حقوق شهروندان کرد فرا می‌خواند. چطور؟ از راه بیانیه و کمپین. از راه فرهنگ سازی و روشنگری و افشاگری.
و امروز حاکمیتی که صلح نمی‌خواهد. حقوق بشر نمی‌خواهد، کاوه را آزاد نمی‌خواهد. کاوه را دربند می‌خواهد. حاکمیت از صدای مهربان کاوه می‌ترسد. از استقلال کاوه بیمناک است. از مسالمت جویی‌اش ناراضی است. از این‌که مورد اعتماد مردمانش است، شاکی است.
قاضی حکم داده. نه! وزارت اطلاعات به قاضی دستور داده که کاوه محکوم شود. آنها می‌خواهند کاوه را زندانی کنند. آنها برای کاوه نقشه کشیده‌اند تا آزادی‌اش را سلب کنند. آرامش کاوه، آنها را عصبانی کرده. آنها می‌خواهند پنج سال کاوه را زندانی کنند، به جای این‌که پنج مدال افتخار به او بدهند.
کاوه با خونسردی می‌گوید: صلح می‌خواهیم. انسان‌ها برابرند. خشونت بس است. قاضی می‌گوید: نباید بخواهی. برابر نیستند. قاضی می‌گوید: آرامشت پنج سال زندان دارد!