"کاوه کرمانشاهی در ملاقات با مادرش اظهار نموده که تحت شدیدترین فشارها برای اعتراف به جاسوسی است. همچنین علیرغم سابقهی بیماری این فعال حقوق بشر و نامهی پزشک، تا کنون حق ملاقات پزشک به وی داده نشده است. این ملاقات دیروز (۱۹ فروردین) درحالی صورت گرفت که قبل از تعطیلات نوروزی دو نامهی قاضی پرونده مبنی بر اجازهی ملاقات به ادارهی اطلاعات کرمانشاه ارسال شده بود اما تا دیروز و پس از تمدید قرار بازداشت موقت کاوه کرمانشاهی این اجازه به خانوادهی وی داده نشد. کاوه قاسمی کرمانشاهی، فعال حقوق بشر، عضو کمپین یک میلیون امضا، سازمان حقوق بشر کردستان و عضو ادوار تحکیم وحدت، اکنون ۶۶ روز است که در سلول انفرادی بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه به سر میبرد".
"جاسوسی" اسم رمز فعالیت حقوق بشری در ایران است
جمهوری اسلامی اعضا و فعالان سه نهاد معتبر حقوق بشر را به جاسوسی و همکاری با دشمن فرضی متهم کرده است. این نهادها را مورد هجوم و سرکوب شدید قرار داده است و همه فعالان شناخته شده و علنی آنها را بازداشت و با اتهامات واهی و تهمتهای نچسب و مسخره تحت فشار گذاشته است. بیش از ۴۰ تن از کسانی که با مجموعه فعالان حقوق بشر همکاری داشتند اینک در زندان به سر میبرند. بیشتر اعضای فعال کمیته گزارشگران ماههاست در اسارتند. و همان گونه که در خبر بالا آمده است کاوه کرمانشاهی از سازمان حقوق بشر کردستان نیز از ۱۴ بهمن یعنی ۶۶ روز است که دستگیر شده و تحت فشار برای اعتراف گیری و قبول اتهام جاسوسی است.
جاسوس آن کسی است که به اخبار و اطلاعات نظامی و امنیتی طبقه بندی شده دسترسی دارد و آن را در مقابل پول و وجهی به دولت متخاصم میفروشد یا واگذار میکند... چرا باید یک جاسوس دست به فعالیت آشکار مدنی بزند که جمهوری اسلامی به شدت بدان حساس است؟ چرا یک جاسوس باید به حوزهای از فعالیت بپردازد که جمهوری اسلامی حتی به یک مورد و یک فعال آن هم رحم نکرده است؟ چرا باید یک جاسوس به فعالیت علنی حق طلبی و حقوق بشری بپردازد؟ این دروغ را جمهوری اسلامی به چه کسانی میخواهد بباوراند که کاوه کرمانشاهی جاسوس است؟ کاوه به داشتن کدام حساب بانکی و اموال و دارایی بیحساب و کتاب متهم است؟ کاوه را دسترسی به کدام اسناد طبقهبندی شده بود؟ کاوه با کدام کشور متخاصم در تماس بود؟ اصولاً کدام کشور و کدام دولت با جمهوری اسلامی اعلام جنگ داده و کدامند آن دولت یا دول متخاصم؟
گناه کاوه
فعالیتهای کاوه شفاف و علنی بود. اگر مصاحبهای کرده از وضع زندانیان و خانوادههای آنان بوده. از کشته شدن کولبران و زحمتکشان بیبضاعت همشهری و همزبانش بوده. اگر خبری را منتشر کرده است بر پاکی و صداقت استوار بوده، اگر مطلبی و مقالهای نوشته در جهت منافع مردمش و یا در خدمت تساوی طلبی جنسی بوده و لاغیر. شرم بر آنان که تهمت و افترا به جوانی چنین پاک و صادق میبندند. شرم بر آنان که با دروغ و دغل به سیاهکاری و جعل و پرونده سازی مشغولند. کاوه سربلند و استوار در دلهای ما جای دارد. کاوه برادر من و عزیز توست و با این تلاشهای بیهوده بیشتر در دل ما جای میگیرد و خواهد گرفت. اما آنان که در کهریزک و آوین و دیزلآباد و زندان سنندج و زاهدان و… بارها رسوا شدهاند، با بازداشت و پرونده سازی برای کاوه، ننگی دیگر را برای خود خریدند و در پیش من و تو رسواتر از همیشه شده و خواهند شد. اگر کاوه کرمانشاهی جاسوس باشد و بدان اقرار کند… شرافت این گونه جاسوسان را بر شرم پرونده سازی و سیاهکاری شیخ و شحنه و حاکم و گزمه بودن عوض نخواهم کرد و جاسوسی را افتخار میدانم و من نیز با افتخار جاسوس خواهم بود.
